هفتاد سال پس از نگارش "هنر و انقلاب"، آناتولی لوناچارسکی، تحت تأثیر نخستین تجربه های سیاست های فرهنگی دولتی که از دل انقلاب ظفرنمون اکتبر برآمده بود، دو بخش از مقاله کوتاهش را زیر عنوان "انقلاب و هنر" منتشر کرد –لوناچارسکی در آن زمان وزیر آموزش و تنویر افکار عمومی در شوروی بود.
نکته جالب توجه تفاوت ظریفی است که میان عنوان های این دو مقاله وجود دارد: در مقاله واگنر، هنر مقدم بر انقلاب است و در مقاله لونا چارسکی ، هنر موخر بر انقلاب است. واگنر در پی ناکامی انقلاب از نسبت هنر و انقلاب می نویسد و لوناچارسکی در پی انقلابی کامیاب به این موضوع روی می آورد. این تقدم و تاخر نشان از تضادی دارد که در میان مواضع ایدهئولوژیک دو نویسنده به چشم می خورد.
در یک طرف ، آهنگساز دربار ساکسونی (امپراطوری سابق آلمان ) و مدافع ایده "گزامت کونستورک"]= "هنر جامع و تام "[ایستاده که بعدها نازی ها از قلم فرساییهای متاخر او در باب ملیگرایی ، میهنپرستی افراطی و یهودستیزی کمال استفاده را هم از منظر زیباشناسی و هم از منظر سیاست بردند، و در طرف دیگر ، مردی را داریم که 12 سال تمام عضو دولتهای لنین و استالین ( تا سال 1929) بود – لوناچارسکی در 1933 از دنیا رفت. او از چهره های مهم و اثر گذار در تدوین سیاستهای فرهنگی شوروی بود .
بحثهای این دوره را از مطالعه تطبیقی این دو مقاله بسیار مهم و همانندیهای ساختاریشان علیرغم تفاوتهای آشکار مواضع مولفانشان آغاز خواهیم کرد و در ادامه میکوشیم که از خلال مباحث بی پایان میان هواداران "هنر متعهد" و طرفداران "هنر برای هنر" و در ترازی فلسفی تر میان قائلان به "دگر آیینی" هنر و متعهدان به "خودآیینی" هنر به دیدگاه بدیل و بدیع فیلسوف رادیکال فرانسوی، ژاک رانسیر، ختم میشود.
رانسیر در مقاله "انقلاب زیباشناختی و نتایج آن" به بسته شدن نطفه انقلابی خاموش در زیباشناسی به لطف ایدههای درخشان شیلر در باب نسبت میان مفهوم "بازی" و انسان بودن اشاره می کند. شیلر میکوشد شالودهای برای برقرار ساختن پیوندی دوباره میان هنر و زندگی یا هنر زندگی و ایده بازی پیش نهد.
واگنر نیز آرمانی نظیر این را در شاهکارهای تراژیک یونانیان باستان میجست و لوناچارسکی تلاش میکرد شاّن تازه هنر را در جهان نوبنیادی تعیین کند که تازه در تکاپوی زاده شدن و بالیدن بود.
از "هنر و انقلاب" واگنر تا "انقلاب زیباشناختی" رانسیر، شاهد کوشش پیگیری هستیم در راه (باز) تعریف راههای رهایی (اجتماعی و سیاسی) به یاری تجربههای آفرینش – نقد در عرصه هنر و زیباشناسی.


نظر شما