۹ مهر ۱۳۹۱، ۱۳:۵۰

"هنر و انقلاب" واگنر بررسی می شود

"هنر و انقلاب" واگنر بررسی می شود

دوره آموزشی "هنر و انقلاب: گوستاو کوربه و انقلاب خاموش در زیباشناسی از واگز تا رانسیر" با تدریس صالح نجفی برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر،"دوره آموزشی هنر و انقلاب: گوستاو کوربه و انقلاب خاموش در زیباشناسی از واگز تا رانسیر" با تدریس صالح نجفی در محل موسسه پرسش تدریس خواهد شد.
 
این دوره از دوشنبه 17 مهرماه از ساعت 17 تا 19 برگزار می شود و کل دوره هم 4 جلسه دو ساعته است.
 
مؤسسه مطالعات سیاسی اقتصادی پرسش در خیابان ولی عصر(عج)، ضلع شمالی پارک ساعی، خیابان ساعی 1 واقع است.
 
ریشارد واگنر هواخواه پرشور انقلاب های 1848 بود و در انقلاب درسدن(1849) حضوری فعال داشت. به همین سبب، مجبور شد سال های زیادی را در تبعید بگذراند. واگنر در تبعید تعدادی مقاله جدلی نوشت و از آن جمله مقاله ای با عنوان "هنر و انقلاب". در این مقاله، واگنر با عطف نظر به شکست انقلاب های 1848 از آرمان های خود درباره تأسیس جامعه ای نظیر آنچه به زعم او در یونان باستان وجود داشت سخن می گوید: جامعه ای وقف پرورش هنرها و اخلاقاً مستظهر به هنرها.

هفتاد سال پس از نگارش "هنر و انقلاب"، آناتولی لوناچارسکی، تحت تأثیر نخستین تجربه های سیاست های فرهنگی دولتی که از دل انقلاب ظفرنمون اکتبر برآمده بود، دو بخش از مقاله کوتاهش را زیر عنوان "انقلاب و هنر" منتشر کرد –لوناچارسکی در آن زمان وزیر آموزش و تنویر افکار عمومی در شوروی بود.

نکته جالب توجه تفاوت ظریفی است که میان عنوان های این دو مقاله وجود دارد: در مقاله واگنر، هنر مقدم بر انقلاب است و در مقاله لونا چارسکی ، هنر موخر بر انقلاب است. واگنر در پی ناکامی انقلاب از نسبت هنر و انقلاب می نویسد و لوناچارسکی در پی انقلابی کامیاب به این موضوع روی می آورد. این تقدم و تاخر نشان از تضادی دارد که در میان مواضع ایده‌ئولوژیک دو نویسنده به چشم می خورد.

در یک طرف ، آهنگساز دربار ساکسونی (امپراطوری سابق آلمان ) و مدافع ایده "گزامت کونستورک"]= "هنر جامع و تام "[ایستاده که بعدها نازی ها از قلم فرسایی‌های متاخر او در باب ملی‌گرایی ، میهن‌پرستی افراطی و یهودستیزی کمال استفاده را هم از منظر زیباشناسی و هم از منظر سیاست بردند، و در طرف دیگر ، مردی را داریم که 12 سال تمام عضو دولتهای لنین و استالین ( تا سال 1929) بود – لوناچارسکی در 1933 از دنیا رفت. او از چهره های مهم و اثر گذار در تدوین سیاست‌های فرهنگی شوروی بود .

بحث‌های این دوره را از مطالعه تطبیقی این دو مقاله بسیار مهم و همانندی‌های ساختاری‌شان علی‌رغم تفاوت‌های آشکار مواضع مولفان‌شان آغاز خواهیم کرد و در ادامه می‌کوشیم که از خلال مباحث بی پایان میان هواداران "هنر متعهد" و طرفداران "هنر برای هنر" و در ترازی فلسفی تر میان قائلان به "دگر آیینی" هنر و متعهدان به "خودآیینی" هنر به دیدگاه بدیل و بدیع فیلسوف رادیکال فرانسوی، ژاک رانسیر، ختم می‌شود.

رانسیر در مقاله "انقلاب زیباشناختی و نتایج آن" به بسته شدن نطفه انقلابی خاموش در زیباشناسی به لطف ایده‌های درخشان شیلر در باب نسبت میان مفهوم "بازی" و انسان بودن اشاره می کند. شیلر می‌کوشد شالوده‌ای برای برقرار ساختن پیوندی دوباره میان هنر و زندگی یا هنر زندگی و ایده بازی پیش نهد.

واگنر نیز آرمانی نظیر این را در شاهکارهای تراژیک یونانیان باستان می‌جست و لوناچارسکی تلاش می‌کرد شاّن تازه هنر را در جهان نوبنیادی تعیین کند که تازه در تکاپوی زاده شدن و بالیدن بود.

از "هنر و انقلاب" واگنر تا "انقلاب زیباشناختی" رانسیر، شاهد کوشش پیگیری هستیم در راه (باز) تعریف راه‌های رهایی (اجتماعی و سیاسی) به یاری تجربه‌های آفرینش – نقد در عرصه هنر و زیباشناسی.

کد مطلب 1708636

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha